معرفی کتاب

معرفی کتاب توسعه و مبانی تمدن غرب

کتاب توسعه و مبانی تمدن غرب،گردآوری سلسله مقالاتی است که در فاصله سال های ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ ،باعنوان کلی [ تحقیقی مکتبی در باب توسعه ومبانی غرب ] در ماهنامه “جهاد” به چاپ رسیده است.

سید شهیدان اهل قلم، سید مرتضی آوینی رضوان الله علیه با نگاهی دقیق و موشکافانه در این کتاب در صدد این هستند که نگاهی نو و متفاوت ،نسبت به مسئله توسعه و معیار های آن را به مخاطب برسانند. درک بالای هویت تاریخی و تفکرات عمیق غرب شناسانه ایشان باعث شده که این کتاب، به یکی از کتب اصیل و قوی برای استفاده دغدغه مندان فهم و مبارزه اعتقادی با مسیر باطل ،تبدیل شود.

رجوع به مفهوم کلماتی مانندتوسعه،ترقی،پیشرفت ،رشد و…در ابتدای کتاب ،حاوی نتایجی بسیار متفاوت با مشهورات زمانه و فضای فکری غالب بشریت کنونی دارد و به نظر ایشان ،مهم ترین عامل و ملاک این تفاوت،جهان بینی مادی و مخصوصا مسئله اقتصاد است. تفکر غربی آنقدر معنا و مفهوم توسعه را محصور در اقتصاد و رفاه مادی کرده که حتی فرهنگ و دین را نیز صرفا در خدمت و رفاه طلبی و راحتی انسان در این دنیا تفسیر میکند.

در قسمتی از کتاب آمده است : (منظور از توسعه در جهان امروز،صرفا توسعه اقتصادی با معیار ها و موازین خاص است و اگر گاهی سخن از توسعه فرهنگی هم به میان بیاید،مقصود آن فرهنگی است که در خدمت توسعه اقتصادی قرار دارد؛چنان که وقتی سخن از آموزش نیز گفته میشود، هرگز آن آموزش عام که ما از این کلمه ادراک میکنیم مورد نظر نیست،بلکه منظور آموزش متُد وابزار توسعه در همان وجه خاص است نه چیز دیگر.)

شهید آوینی به ۲ تصویر اشاره میکند که همواره تمدن غرب، آنرا پیش چشم بشر قرار میدهد، تصویر اول:جامعه ای در محیط روستایی ، فقیر، بدون بهداشت ،جنگجو و خونریز ،بی سواد و خرافه پرست که ریشه را در مبادی غیبی جستجو می کند و از سر ترس وجهل ،مشغول پرستش معبود های متفاوت است.

و تصویر دوم:جامعه ای صنعتی ،بهداشتی ،شاد ،با آمار بیماری و مرگ ومیر پایین ،هوشمند باهمه امکانات و بدون ترس و خوف که علل همه قوانین را میداند و راحت زندگی میکند.

تمدن لذت گرای غرب با القاء این تصویر ، از حس دنیا دوستی انسان سوء استفاده کرده و جامعه صنعتی غربی را آرمان شهر و بهشت دنیایی بشر کنونی معرفی میکند.

درادامه مباحث ،شهید آوینی به ابزار های انتشار فکر و جهان بینی غرب اشاره کرده برای نمونه ، قهرمان سازی خیالی را یکی از خیانت های غرب به مفهوم 《انسان خوشبخت》توصیف میکنند. قهرمان سازی مبتنی بر فرار از واقعیت و شخصیت کاریکاتوری انسان قهرمان است.

مبانی سیاسی و حکومتی دنیای غرب را نیز در ادامه همین نگاه شرح داده و قانون غربی را فقط وسیله ای برای جلوگیری از اصطکاک در راه تمتع دنیوی میدانند. در بخشی از کتاب میخوانیم:(اجمالا میتوان گفت جامعه توسعه یافته جامعه ای است که درآن همه چیر حول محور مادی و تمتع هرچه بیشتر از لذایذی که در کره زمین موجود است،معناشده و البته برای این که در این چمن زار بزرگ ،همه بتوانند به راحتی بچرند ، یک قانون عمومی و دموکراتیک لازم است تا انسان هارا در عین برخورداری از حداکثر آزادی (ولنگاری)از تجاوز به حقوق یکدیگر باز دارد. این توسعه که نتیجه حاکمیت سرمایه یا سرمایه داری و اصالت بخشیدن به اقتصاد نسبت به سایر وجوه حیات بشری است ، محصول مادی گرایی و تبیین مادی جهان و طبیعت است.)

ایشان با بررسی مسائلی مثل آموزش ،فرهنگ، نظم،قانون،مردم سالاری و…به تفاوت عمیق این مفاهیم با اصالت الهی و فکری آنها پی برده و حتی تاریخ و جغرافیا و زمین شناسی و علوم تجربی و انسانی مورد توجه غرب را نشات گرفته از نظریه مادی گرایانه داروین میداندکه کاملا برخلاف نظر الهی و اسلامی است. و نکته تاسف بار اینجاست که این سلطه فکری ، اذهان مردم این عصر راپرکرده و تمدن فکری و عملی غرب را از شرق زمین تا غرب زمین گسترده است.

هیچ تمدن الهی و انسانی ،زیر چرخ دنیاپرستی حیوانی انسان غربی مجال نفس کشیدن ندارد و کسی که دم از مسائل غیر از متعلقات تمدن غرب بزند به خرافه پرستی و عقب ماندگی محکوم است و برای جلوگیری از عقب ماندگی باید تسلیم غرب شد و غایت ساختگی آن را دنبال کرد و لاغیر.

راهکار شهید آوینی برای این خفقان ،مستقیما متوجه عقل و فکر انسان است‌.مخاطب خودرا به فکر وامیدارد که نتیجه این دنیا پرستی افسار گسیخته را در وجود انسانی خویش بجوید و بافطرت ،تحلیل کند که این سبک زندگی و تمدن غربی،شایسته اوست یا نه؟ انسان را درست بشناسد و حقیقت جو باشد، مبهوت مظاهر فراوان و پیچیده این تمدن نشود و از پس ماشین های خیره کننده و شهرهای لوکس و فیلم های رنگارنگ،ماهیت غفلیت آمیز و حقیقت گریز را بررسی کند و چه سخت است مبارزه با حیوانیت و خوی خاک دوست بشر غربی.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید